گالري عكس
|
|
|
|
|
مقدمه: در تاریخ پنجشنبه ۱۰/۳/۸۶ امتحان سراسری کشوری فیزیک ۳ رشته ریاضی فيزیک برگزار شد. امتحان فیزیک کاملا مشکل و سخت و مسئله هایی داده شد که غیر قابل حل بود و در زمان کم باید این نوع سوالات حل می شد. اول اعتراض به نحوه سوالات در خود حوزه امتحانی و اعتراض نامه ای از طرف تمامی بچه ها تنظیم کردیم. و یک عده از دوستان به سمت آموزش و پرورش منطقه ۳ حرکت کردیم و در اونجا کمی حرف زدیم با مسئولان ولی هیچ نتیجه نگرفتیم. ( اینها در روز پنجشنبه اتفاق افتاده)
در روزه یکشنبه ۱۳/۳/۸۶ بعد از امتحان عربی قرار شد که همه ی بچه ها برن آموزش پرورش منطقه خودشون. همه این کارو انجام دادن و باز همه اعتراض نامه ای آماده کردیم و دادیم به دست رئیس آموزش پرورش منطقه خودمون ولي هیچ نتیجه ای نگرفتیم. قرار شد از همون جا حرکت کنیم به سمت اداره کل آموزش پرورش کشور واقع در خیابون طالقانی تقاطع خیابون سرپرست نرسیده به خیابون ایتالیا. یک عده دختر و یک عده پسر اومده بودند دختر ها جلوی پله های دم در نشسته بودند اول با رفتار بد نیروی انتظامی با دخترها مواجع شدیم. دوم دخترها رو بردن توی حیاط خود آموزش پرورش. پسرها رو با لقد و بی احترامی در خیابون نگه داشتن و راهیمون کردن به سمت خیابون ایتالیا. با کلی مذاکره دختر ها با حراست و نیروی انتظامی پسر ها رو به سمت حیاط آموزش پرورش حرکت دادن. بماند که حراست چقدر بی احترامی کرد. بعد از نیم ساعت یکی اومد که معلوم نبود کدوم یک از اون مسئولان آموزش پرورش هست اصلا کاره ای هست یا نیست. کلی باهاش صحبت کردیم و گفتیم ماجرا چی هست و ما با زور حر نميزنيم که شما ها با زور با ما رفتار می کنید. گفتیم امتحان سخت بوده ووووو اون هم فقط کله ش رو تکون داد و حرفی نزد. خلاصه بگم هیچ نتیجه ای نداشت این همه حرف زدیم. اومدیم بریم بیرون از حیاط آموزش پرورش دیدیم که یه پلیس دنبال چند تا دختر هست و اسپري فلفلی رو داره می زنه که دختر ها فرار کنن به محض اينکه اسپری فلفلی رو زد باد اومد و خورد تو چشم خود پلیسه (از قدیم گفتن چوپ خدا صدا نداره). برای این بود که این تیتر رو انتخاب کردم. اول برای آموزش پروش متاسفم که این بر خود رو از خودش نشون داد، دوم برای نیروی انتظامی متاسفم که ما ها با صلح اومده بودیم حرف بزنیم نه با لقد و اسپری فلفلی و بی احترامی، سوم برای دولت پاسخگو متاسفم که یک هم چنین پاسخ خوب و عالی داد و ما هم قانع شدیم. در آخر از آقای احمدی نژاد تشکر میکنم كه فرهنگ پاسخگويي رو در بدنه دولت كار انداخت ولي نميدونم اين پاسخگويي چرا فقط با كله است و بعضي مواقع زبون اميدوارم اين فرهنگ به عمل دولت هم تعميم پيدا كنه.
همین میشه دیگه مغزامون فرار می کنن. بعد میشه "فرار مغز ها". همينجوري احتمالا از مدرسه اخراج ميشم، ترسيدم عكسهاي اين موضوع رو منتشر كنم و از منطقه و خدا رو چه ديدي از كشور اخراجم كنن. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم خرداد 1386ساعت 16:5 توسط علی
|
|
||