تبليغاتX
فتوبلاگ پرتقالی توپول فتوبلاگ پرتقالی توپول

بلاخره روشن از ترکیه اومد با کلی سوغاتی های جور و واجو.

جاتون خالی امشب روشن من رو با سیاوش برد یه رستوران خیلی خوش گذشت جای همتون خالی بود.

اول رفتیم یه سفره خونه سنتی یه چایی با . . . زدیم تو رگ بعد که حالمون جا اومد رفتیم یه چیز خوب خوردیم.

نکته: ما هیچ خلافی در این دیدار انجام ندادیم فقط روشن از ترکیه حرف میزد ما هم حال می کردیم.

راستی می دونید از سال ۸۵ کمتر از ۲۸ روز بیشتر نمونده؟؟؟ به خدا آدم می تونه تو این ۲۸ روز آدم بشه.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 23:37  توسط علی  |