تبليغاتX
فتوبلاگ پرتقالی توپول فتوبلاگ پرتقالی توپول
روز سوم بهمن سال 1368 !
صبح مثل همیشه بابا ساعت 7 میره سرکار! مامان هم مثل همیشه ساعت 8 از خواب بلند میشه! (من در میزدم مامان هم درو باز نمیکرد) ساعت نزدیک های 9 و 10 من میخواستم بیام نمیشد !!! بابا هم که خونه نبود! مامانم زنگ میزنه به بابا ، بابا هم محل کارش دور بوده میگه زنگ بزن به خاله ، مامان هم زنگ میزنه به خاله و خاله و بچه خواهرش هر دو میان که مامان رو ببرن بیمارستان ایران مهر و من به دنیا بیام ! اون روز می گن به خاطر من از آسمون برف می باریده ! میگن که همه آسمون خوشحال بوده که من داشتم به دنیا میمدم! (چه با اعتماد به نفسم) ! ساعت 12:16 دقیقه ظهر (اذان ظهر) من میپرم بیرون! تولدم مبارک !
هورا ۱۸ سالم شد ! دیگه همه چیزی که مربوط به +۱۸ رو می تونم ببینم ! 

راستی من چند تا تولد رو یادم رفت به دوستام تبریک بگم! اول از همه خواهر گلم که تولدش چند هفته پیش بود دوم بابا وحید تولدش ۲۹ اسفند بود و سوم تولد هادی آبیار در چند هفته پیش بود من همه اینا رو یوهو باهم بهشون تبریک میگم ایشالا ۲۹۹ سال زنده باشند!
این یه گزارش تصویری (خود شیفتگی) کامل از بچگی من تا الان!


ادامه مطلب و عکسهاي بيشتر.
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 20:52  توسط علی  |