تبليغاتX
فتوبلاگ پرتقالی توپول فتوبلاگ پرتقالی توپول

من به مامانم میگم اجازه بده میگه نه میگم یک شب! میگه نه! میگم بذار یک شب پیشم بخوابه! مامان میگه نه! میگم آخه چرا اجازه نمیدی؟ مامانم میگه نه! میگم آخه یه دختر خیلی با حاله اجازه بده دیگه؟ نه نه نه! میگم خانوادش که راضی ان شما راضی نیستی! مامانم میگه نه تو خانواده ما این کارا زشته! میگم آخه چرا؟؟؟ میگه نه! میگم مامان به خدا با هم کاری نمیکنیم! مامانم میگه نه اصلا اصرار نکن! میگم یک شب که هزار شب نمیشه مامانم: وقتی میگم نه بگو باشه! مامان تورو خدا ، جونه من! میگم یک شب بذار پیشم بخوابه! آخه مامان چرا نمیتونم یک عروسک خوشگل رو پیشم بخوابونم؟ آخه چرا؟؟؟ نه بگو مامان؟ مگه چیه؟ مگه یک عروسک گاو چه اشکالی داره که پیشم بخوابونم؟ یکی از دوستایی صمیمیم به هم یک عروسک خانم گاو هدیه داده خیلی باحاله.

اینم که می بینید غروب روز یکشنبه ۷/مرداد/۸۶

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 1:58  توسط علی  |