تبليغاتX
فتوبلاگ پرتقالی توپول فتوبلاگ پرتقالی توپول
دیروز رفتم به ماشین بنزین بزنم کارت سوخت نداشتم. نزدیکترین پمپ بنزین توی خیابون شریعتی بود که اونجا کارت سوخت می خواد. ولی من گفتم میرم بلاخره می شه یه کارت سوخت پیدا کرد. توی پمپ بنزین پرنده پر نمی زد همه داشتن مگس می پروندن. تا من روفتم همشون بال در اوردن. مسئولش اومد گفت کارت سوخت گفتم ندارم گفت صبر کن نمی دونم از کجا کارت رو اورد ولی کارت و زد توی دستگاه گذشت و باک ماشین رو پر کرد. من همیشه به این مسئولان پمپ بنزین عیدی شیرینی میدم و من رو میشناسن ولی این سری هم یه عیدی گنده بهشون دادم.

این همه رو نوشتم که این رو بگم واقعا معلوم میشه چه پولهایی این وسط از بین می رود؟؟؟ یا چه خلاف هایی باید انجام بدیم. من کاری به کارتی کردن سوخت ندارم از نظر من کار خیلی خوبی بابت کپنی کردن بنزین می کنن. ولی این طرح شدنی نخواهد بود. چون کار عظمی هست. اول ما باید فرهنگ سازی بکنیم در کشورمون.

پنجشنبه توی تاکسی نشسته بودم یک پسر جوان لیسانس برق و الکترونیک توی شرکت ایران خودرو کار میکرد. یه حرفی زد که نمی دونم راست باشه یا نه فقط من شنیدم و هیچ مسئولیتی در قبال ندارم. او مرده گفتش اون بخش فلزی کارت که هست پشتش رو یک ذره گیریس بزنین و کارت سوخت ازش کم نمیشه. و گفت که ما توی دانشگاه ۱۰۰۰ انجام دادیم و درست بوده. به نظر من این حرف ۲٪ درست هست.

فقط می خواستم اینو بگم که کارت سوختمون رو نباید هوشمند کنیم باید مسئولانمون هوشمند بشن نه سختمون.

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 1:44  توسط علی  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 2:36  توسط علی  |