تبليغاتX
فتوبلاگ پرتقالی توپول فتوبلاگ پرتقالی توپول
امروز  ۸ روز دیگر...

بوی عید بوی عیدی گرفتن میاد بوی خونه تکونی میاد بوی بهار.

یاواش یواش دیگه داره سال داره تموم میشه.

راستی عید قراره کجا برید؟؟؟؟

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 12:47  توسط علی  | 

امروز 9 روز دیگر...

ادامه گزارش تصوری کویر مرنجاب


ادامه مطلب و عکسهاي بيشتر.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت 2:26  توسط علی  | 

امروز 1۰ روز دیگر...

آخرین سفر من در سال ۱۳۸۵ به مرنجاب بود خیلی خوش گذشت.

از همه کسانی که در این حضور داشن خیلی ممنونیم تشکر فراوان از احسان رافتی و تمامی دوستانی که در این سفر خیلی کمک کردن از روشن نوروزی تشکر می کنم که در بلاگش از من تشکر کرده بود.

 

یک عکس به یاد ماندنی


ادامه مطلب و عکسهاي بيشتر.
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت 2:12  توسط علی  | 

امروز 1۱ روز دیگر...

منتظر مطلب بودی این پس سرکاری بود فقط می خواستم بگم ۱۱ روز دیگه ها ....

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اسفند 1385ساعت 1:24  توسط علی  | 

امروز 12 روز دیگر..

من هیچ وقت از مرگ نمی ترسم مرگ باید از من بترسه و کارهای پر خطر و پر استرس رو خیلی دوست دارم و همیشه خودم کاری رو ایجاد میکنم که استرس توش داشته باشه و از این کار لذت میبره شاید شما فکر کنید که من الان دیونه شدم ولی خیلی این کار ها رو دوست دارم خوب.

از کاری که با عجله انجام بشه خیلی دوست دارم.

نتیجه اخلاقی: من آدمی عادی نمی باشم و همش دوست دارم به کار های غیر عادی انجام بدم.

راستی برای سال جدید چی کار کردین؟؟؟؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اسفند 1385ساعت 1:2  توسط علی  | 

امروز 1۳ روز دیگر...

حمایتت می کنیم ....

این جمله رو یک عده که در جریان کار من هستن می دوند چیه.

این جمله زندگی منو خراب کرده و به روز سیاه تقریبا کشونده و می خوام بدونم چرا ور از کجا آخه بد بخت من به تو چه هیزوم تری فروختم آخه تو که .......

نمی دونم زبونم بند میاد می خوام فشح بدم ولی خیلی بده ها که آدم دست به گاز بزنه ( خیلی حالم بده دارم چرت و پرت می نویسم)

الان تب دارم و در حد مرگ حالم بده خدا من رو بیامرزه.

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 0:49  توسط علی  | 

امروز 14 روز دیگر...

چقدر سال داره بد تموم میشه ولی در مجموع سال خوبی برای من بود برای شما چطور بود؟؟؟

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 23:45  توسط علی  |